هزینه‌های هنگفت در تبلیغات

Home / Branding / هزینه‌های هنگفت در تبلیغات

بسیاری از تجربه‌های امکان پذیر در دنیای تجارت، از هزینه بالایی برخوردار هستند  و به همین دلیل هر پروژه یا روش تبلیغاتی باید با یک روش، در ارتبااط با هزینه و فواید علمی آن، مورد سنجش قرارگیرد .

تغییر عادت مردم بسیار هزینه‌بر است، پروژه‌ای که می‌خواهد شما را درگیر چنین کارهای هزینه‌بری کند بایدبه گونه ی سخت گیری ارزیابی شود این مثال شاید منطقی به نظر نرسد اما گاهی برای فروش محصولی چون خمیر ریش به طبقه محروم یک کشور باید حتی فرهنگ ریش تراشیدن این گروه را هم تغییر داد که این عمل بسیار هزینه‌بر است. از طرفی خیلی وقت‌ها به علت تعدادد رقبا انجام این کار غیر ممکن می شود و این بن بست به دلیل این است که سئوالات به شکل شفاف پاسخ داده نشده و نتایج هم اگر چه هدف گذاری شده ولی در اصل نتایج در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

مثلا اگر سازنده خمیر ریش بخواهد با اجبار مردم به ریش زدن فروش خود را بیشتر کند تجربیات نشان می‌دهد این راهکار به هیچ وجه عملی نخواهد بود هزینه لازم برای اینکه یک فرد را با آگهی به ریش زدن متقاعد کنید حداقل 20 تا 25 دلار است. این کار نه تنها به خاطر تغییرات عادات شخصی فرد مشکل است بلکه مشکل دیگر این است که عموما مخاطبینی به این تبلیغات توجه می‌کنند که در حال حاضر هر روز ریش های خورا  می‌زنند. بنابراین صرف چنین هزینه‌ای واقعا غیر قابل تصور است و نمی تواند هزینه ی تبلیغ خود را جبران کند . بنابراین اگر طرحی در ابعاد گسترده جواب ندهد، در اندازه کوچک هم جواب نمی‌دهد. به همین دلیل است که می‌بینید هیچ  تبلیغی در این زمینه – فرهنگسازی، تغییر رفتارهای شخصی-وجود ندارد.

یک شرکت سازنده خمیر ریش سعی کرد با علاقمند کردن مردم به استفاده از ریش تراش فروش خود را بالا ببرد. نتایج ولی به هیچ عنوان  رضایت بخش نبود. به این علت که تبلیغات خیلی کلی بود و در واقع تمام سازندگان خمیر ریش و ریش تراش  از این تبلیغ بهره‌مند می‌شدند و تنها خاص این برند نبود. انجام تبلیغ‌هایی از این دست بیشتر جنبه عام المنفعه پیدا می‌کند.

مثال دیگر از این دست مربوط به یک شرکت خودرو سازی  بود که در تبلیغ خود ازیک شرکت  برند خودرو سازی دیگری استفاده کرده بود که هدف آن در جهت معروفیت بیشتر خود و قرار گرفتن در رده ی رقابتی آن برند بود . مطابق انتظار نتیجه تبلیغ یک شکست کامل بود. مشکل این تبلیغ و تبلیغات از این دست این است که هدفی را که انتخاب کرده‌اند واقعا دست نیافتنی است.

بسیاری از مجری‌های تبلیغاتی با این اصول آشنا هستند و از این اشتباهات پرهیز می‌کنند بنابراین آنها هیچ‌گاه هدف کلی کمپین خود را دست نیافتنی تعریف نمی‌کنند. در عوض ممکن است قسمتی از تبلیغ خود را به این اهداف دست نیافتنی اختصاص دهند که البته این کار هم اشتباه است و هدف دست نیافتنی حتی در ابعاد کوچک هم شکست می‌خورد و دور ریختن سرمایه است.

هیچ وقت یک کشاورز که سیب تولید می‌کند با تبلیغات نمی‌تواند مصرف میوه یا مصرف سیب را در سبد خانواده تغییر دهد. در چنین کارهایی هزینه‌ها هزاران برابر برگشتی، خواهد بود. ولی کاری که می‌توان در این زمینه انجام داد از طریق اتحادیه‌های صنفی است. همین کار در کشورهای مختلف از طریق اتحادیه‌های صنفی صورت گرفته و توانسته موثر باشد. در این حالت هزینه‌ها مثلا بین هزاران باغدار سیب سرشکن می‌شود و مصرف یک محصول خاص در جامعه می‌تواند رشد قابل توجهی پیدا کند.

هیچ شرکتی نمی‌تواند به تنهایی با تبلیغات تجاری خود فرهنگ سازی کند. کارهایی از این دست توسط مقامات دولتی یا صنفی صورت می‌گیرد که از فرصت های تبلیغاتی بی شمار رایگان که مطابق قانون می‌توانند داشته باشند جهت ارتقاء فرهنگ سلامت و تغذیه و ….. مردم استفاده می‌کنند. ولی وقتی به هدف از تبلیغ تجاری: یعنی کسب سود بیشتر توجه کنیم، به نظر می‌رسد صلاح در این باشد که فعلا تمام تمرکز خود را روی افرادی که در حال حاضر از نظر فرهنگی مشکلی با خرید محصول ما ندارند قرار دهیم و برای بلند مدت اگر می‌توانید از طریق اتحادیه‌ها و تشکل‌های صنفی جهت تغییر ذائقه مردم اقدام کنید.

یک راهکار خیلی زیرکانه برای موفقیت در دنیای تجارت این است که رشد یک نیاز اجتماعی بی‌پاسخ را نظاره‌گر باشیم و در فرصت مناسب سعی کنیم تا این خلاء را پوشش دهیم. این کار بارها در تاریخ توسط افراد موفق اجرا شده است و هر روز هم چنین فرصت‌هایی بوجود می‌آید. فرصت‌هایی که توسط شرکت‌های مد با تاثیرات گسترده ایجاد می‌شود. اما دقت کنید که راه انداختن یک خواست اجتماعی یا یک جریان مد،کاری نیست که شما به عنوان یک مدیر شرکت بتوانید انجام دهید.

edgedoll.com